نیایشهایی از دکتر علی شریعتی

خدایا عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار.

خدایا به من قدرت تحمل عقیده ­ی مخالف ارزانی کن.

خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر می داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.

 

خدایا رشد عقلی و علمی، مرا از فضیلت تعصب، احساس و اشراق محروم نسازد.

خدایا مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تا پیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری -مثبت یا منفی- قضاوت نکنم.

خدایا جهل آمیخته با خودخواهی و حسد، مرا رایگان ابزار قتاله ی دشمن برای حمله به دوست نسازد.

خدایا، شهرت، منی را که می خواهم باشم، قربانی منی که می خواهند باشم نکند.

خدایا مرا به خاطر حسد، کینه و غرض عمله ی آماتور ظلمه مگردان.

خدایا خودخواهی را چندان در من بکش یا چندان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.

خدایا مرا در ایمان، اطاعت مطلق بخش تا در جهان، عصیان مطلق باشم.

خدایا به من تقوای ستیز بیاموز تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

خدایا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ، غمهای ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن. لذتها را به بندگان حقیرت ببخش ودرد های عزیز بر جانم ریز.

خدایا مرا از چهار زندان بزرگ انسان: طبیعت، تاریخ، جامعه و خویشتن رها کن، تا آنچنان که تو ای آفریدگار من، مرا آفریده ای خود آفریدگار خود باشم، نه که -همچون حیوان- خود را با محیط، که محیط را با خود، تطبیق دهم.

خدایا آتش مقدس شک را آنچنان در من بیفروز تا همه ی یقین هائی را که در من نقش کرده اند، بسوزد. و آنگاه، از پس توده ی این خاکستر، لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی، شسته از هر غبار، طلوع کند.

خدایا مرا از فقر ترجمه و زبونی تقلید نجات بخش تا قالب های ارثی را بشکنم، تا در برابر قالب ریزی غرب، بایستم و تا -همچون این ها وآن ها- دیگران حرف نزنند و من فقط دهنم را تکان دهم.

خدایا قناعت، صبر و تحمل را از ملتم بازگیر به من ارزانی دار.

خدایا این خرد خورده بین حسابگر مصلحت پرست را که بر دو شاهبال هجرت از هست و معراج به "باشد"م، بندهای بیشمار می زند، در زیر این کاروان شعله های بیقرار شوق، که در من شتابان می گذرد، نابود کن.

خدایا مرا از نکبت دوستی ها و دشمنی های ارواح حقیر، در پناه روح های پرشکوه چون علی و دل های زیبای همه ی قرنها -از گیل گمش تا سارتر و از لوپی تا عین القضات و از مهراوه تا رزاس- پاک گردان.

خدایا تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی سپاس می گذارم که دشمنان مرا از میان احمق ها برگزینی که چند دشمن ابله، نعمتی است که خداوند تنها به بندگان خاصش عطا می کند.

خدایا بر اراده، دانش، عصیان، بی نیازی، حیرت، لطافت روح، شهامت و تنهایی ام بیفزای.

خدایا جامعه ام را از بیماری تصوف و معنویت زدگی شفا بخش تا به زندگی و واقیعت باز گردد و مرا از ابتذال زندگی و بیماری واقعیت زدگی نجات بخش تا به آزادی عرفانی و کمال معنوی برسم.

خدایا به روشنفکرانی که اقتصاد را اصل می دانند، بیاموز که اقتصاد هدف نیست و به مذ هبی ها که کمال را هدف می دانند، بیاموز که اقتصاد هم اصل است.

خدایا در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند، مرا با نداشتن و نخواستن، روئین تن کن.

خدایا به من تلاش در شکست، صبر در نومیدی، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور، عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت، و دوست داشتن بی انکه دوست بداند، روزی کن.

خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم دانست...

/ 5 نظر / 9 بازدید
وراج

از این که بهم سر زدی ممنون. شمارو به چه نام لینک کنم؟[سوال]

وراج

دوست عزیز لینک شدید[گل]

مینا

سلام مرسی اومدی د وبلاگم من از دوست داران دکتر هستم مرسی بابت این یادداشت زیبا [قلب][گل] [گل][گل][گل][گل][گل]

عبد خدا

روایت از امام صادق (علیه‌السلام) است: «مَنْ دَعَا لِأَرْبَعِینَ رَجُلًا مِنْ إِخْوَانِهِ قَبْلَ أَنْ یَدْعُوَ لِنَفْسِهِ اسْتُجِیبَ لَهُ فِیهِمْ وَ فِی نَفْسِهِ». یعنی هرکس قبل از اینکه خودش را دعا کند، چهل نفر از برادران مؤمنش را دعا کند، حاجت‌هایی که برای آن‏ها خواسته، هم به آن‏ها می‏دهند و هم به خودِ او می‏دهند.

وراج

امییییییییییییییییییین[دست]